اهمیت موسیقی و آموزش آن
اگر با تلقیای که بعضی از جوامع و فرهنگ
ها درمورد موسیقی دارند، با این هنر برخورد کنیم و هدف آن
را صرفاً ایجاد طرب در شنونده و تهیه محیطی جهت
اجرای حرکات موزون بدانیم، با داشتن این پیشداوری
نمی توانیم رای مثبتی به موسیقی و آموزش همهگیر
آن بدهیم. لذا نخست باید با واقعبینی به ماهیت
وجودی و اهمیت این علم و هنر بپردازیم:
تصور ميشود که هنر موسیقی از هزاران سال قبل از
تاریخ جایگاه خود را در زندگی روزمره مردمان یافته باشد.
بدینصورت که ابتدا موسیقی به صورت آوازهای دسته
جمعی به هنگام کار اجرا ميشده و ابزارهای کار با ایجاد
نواهای ضربی سازهای ابتدائیای را تشکیل ميداده
اند. بنابراین نخستین قطعات موسیقی باید
آوازی بوده باشند. سپس موسیقی و سازها رفته رفته تخصصیتر
و پیشرفتهتر شدند و موسیقی که در آغاز اختراع تنها جنبهي
سرگرمی و هماهنگی به هنگام کار را داشت، به شکل یک نیاز و
یک هنر جدائی ناپذیر از زندگی روزمرهي بشر درآمد.
امروزه موسیقی که به صورت آمیزهای
از علم، فن و هنر درآمده است وظیفه سنگینتری را نسبت به قبل بر
عهده دارد. بدیهیترین عملکرد آن، انتقال احساسات ميباشد. موسیقیدان
هنرمند ميتواند به کمک مصالحی که در اختیار دارد، احساس خود را
یا هر حس ديگري را که مدنظر دارد به شنونده انتقال دهد.
نکته دیگر، انتقال پیامها به وسیله اصوات
موسیقی است. موسیقی هنری است که در طی زمان
اجرا و بنابراین هنری دینامیک محسوب ميشود و ميتواند
درجات مختلفی از پویائی تا سکون کامل یا حالت
استاتیک، حالاتی مشابه گفتگو، شلوغی، انتظار و
بسیاری حالات و پیامها را بخصوص در کنار هنر سینما ارائه
دهد.
با استفاده از دو نکته اخیر-انتقال احساسات و
پیامها- ميتوان موسیقی
را به عنوان زبانی بینالمللی مورد استفاده قرار داد.
تجلی این زبان بین المللی در سرودهای ملی
کشورهای جهان ميباشد جائی که باید احساسات و عقاید
ملی، فرهنگی و سیاسی یک کشور از طریق
موسیقیای کوتاه به شنوندگانی در سراسر جهان انتقال
یابد.
پس از این مختصر درباره پیدایش و کاربرد
موسیقی، اینک به اهمیت آموزش این علم و هنر ميپردازیم:
چنانکه امروزه به اثبات رسیده است، تمرین
موسیقی در افزایش بهرهي هوشی هنرجویان بخصوص در
سنین کودکی و قبل از بلوغ موثر ميباشد. این تاثیر
هنگامی نمایان ميگردد که هنرجو قسمتی از وقت روزانه خود را به
تمرین فیزیکی با ساز و مطالعه و مرور تئوریهای
مربوط به موسیقی اختصاص دهد. این عمل همچنین باعث
درگیری فکر، انگشتان و حیطه روانی
–
حرکتی مغز مشابه آنچه که در ورزشها ميبینیم ميگردد و روابط
پیچیدهای را بین نرونهای مغز ایجاد ميکند
ضمن آنکه قسمت شنوائی موسیقیدانان حرفهای
پیچیده تر و قدرت تشخیص شنوائی آنها از افراد عادی
بهتر است هرچند كه شنوائي موسيقيدانان در فركانسهاي بالا نسبت به افراد عادي ضعيفتر
ميباشد.
تاثیر دیگر تمرینات و دروس
موسیقی بر حافظهي هنرجوست. تمرینات مداوم و اصولیِ
موسیقی حفظ کردن موارد بسیاری همچون اعداد، نامها و به
خاطر آوردن و مرور ذهنیِ مطالب فراوانی را به حافظه تحمیل ميکند
که همین عمل گامی در جهت کمتر شدن فراموشی و دیرتر زائل
شدن حافظه ميباشد.
تاثیرات ذهنی موسیقی با بصری
شدن آموختهها دو چندان ميشود. بصری شدن آموختهها که برقراری ارتباط
میان بینائی با دیگر مطالب از قبل آموخته است، از
طریق کار کردن با سازهائی که تمامی نتها را ميتوان برروی
آنها با چشم مشاهده کرد مثل پیانو و همچنین نتخوانی و نت
نویسی انجام ميشود. با ممارست زیاد در این روش، موسیقیدان
ميتواند حتی صدای نتهائی را که روی کاغذ نوشته شدهاند قبل از نواختن
بشنود و این امردر یک موردِ تحقیق تنها تفاوت میان
ویولونیستهای آماتور و ویولونیستهای حرفهای
آزمایش شونده بوده است.
فوائد بصری شدن آموخته ها باعث شده است که این
کار حتی در مورد نوازندگان سازهای بادی و خوانندگان نیز
انجام شود بنابراین در دوره های علمی آموزش موسیقی
عملاً تمامی هنرجویان ملزم به یادگیری پیانو
و نتخوانی هستند.
علاوه بر آنچه که تاکنون در مورد فوائد یادگیری و تمرین موسیقی ذکر شد، بهره دیگری که از این راه عاید هنرجو ميگردد، پرورش اخلاق
اجتماعی و اصطلاحاً اجتماعیتر شدن اوست که حاصل سروکار داشتن با
اساتید، تمرینات گروهی و ابراز عقیده در جمع است.
در انتخاب رشته و ساز موسیقی نیز
نکاتی در خور توجه والدین و هنرجویان وجود دارد:
نخست آزادی هنرجو در انتخاب ساز است. باید
این انتخاب پس از آشنائی ابتدایی هنرجو با
موسیقی و انواع سازها به صورت آزادانه و بر اساس علاقه انجام
گیرد. اما متاسفانه این انتخاب در عمل دستخوش افکار و درنظر گرفتن
مواردی همچون کمیاب بودن سازمورد نظر، نبودن يا فراواني استاد،
گرانقیمت بودن ساز، محبوبیت یا عدم محبوبیت آن و
حتی مواردی مانند اخلاق یا جنسیت استاد میشود. گاهی اوقات نیز والدین یا نزدیکان، نظر خود
را در مورد انتخاب ساز به هنرجو دیکته مینمایند.
مورد دیگر، تهیه ساز مناسب برای هنرجوست.
این مطلب با در نظر گرفتن مهارت و قواره هنرجو انجام ميشود.
هنرجویانی که در سطوح بالای اجرای موسیقی
قرار دارند باید از ساز مناسب این کار استفاده نمایند
زیرا سازهایی با کیفیت پایینتر
دارای مشکلات گوناگونی مانند کمتر بودن سرعت ساز، کوک ساز،
سنگینتر بودن، ایجاد صداهای اضافی در هنگام نواختن و
قابلیت کمتر در نواختن بعضی از نتها هستند.
برای نوآموزانی که قد و قواره کوچکتری
دارند، باید سازهائی متناسب با قوارهي ایشان تدارک دیده
شود. بدین منظور سازندگان، سازهایی به ابعاد کوچکتر از معمول
مثلاً 2/1 ، 4/1 و حتی کوچکتر تولید مينمایند. انتخاب
این سازها هم باید با توصیه و مشورت استاد ذیربط انجام
شود.
نکته دیگر فراهم نمودن محیط مناسب جهت تمرین
هنرجوست:
هنرجوی موسیقی باید ضمن تمرین،
صدای ساز خود را به وضوح بشنود. بدیهی است که در محیط پر
سروصدا و شلوغ که صدای موسیقی یا صداهای دیگر
صدای ساز هنرجو را تحت الشعاع قرار ميدهند، از بازدهی تمرین
وی به شدت کاسته ميشود. نیز هنرجو ميباید این امکان را
در اختیار داشته باشد که بتواند مطابق برنامهای که خود تنظیم مينماید
در آرامش مشغول تمرین شود. این امر نیازمند بیشترین
تحمل، صبر و همکاری والدین و خانواده در قبال صدای ساز،
غایب بودن موقتی هنرجو از کانون خانواده و کمک به برقراری تمرکز
وی ميباشد.
قضیه نهائی که اکنون به آن ميپردازیم
انتخاب استاد است. برای یک هنرجو
–
هرچند نوآموز- حتی الامکان باید بهترین
استاد را به کار گرفت. بهترین استاد لزوماً بهترین نوازندهي در دسترس
نميباشد بلکه نوازندهای است که علاوه بر احاطه کامل بر
تکنیکهای ساز، تجربیات مفیدی نیز درمورد
آموزش ویا رشتهي تدریس موسیقی داشته باشد.
هرگز نمیتوان به هنرجویان معمولی
موسیقی توصیه نمود که یک ساز را به تنهائی و بدون
استاد فرا گیرند زیرا این امر ممکن است منجر به پرورش عادات بد
در هنگام نواختن و در نتیجه صدمهي جسمانی و یا ابطال
نوازندگی فرد به دلیل دلسرد شدن و ازبین رفتن علاقه ویا
مشکل شدن بیش از حد و خارج از استیل نوازندگی وی شود.
نویسنده: وحید کیخوائی