فعاليت شما در موسيقي شامل چه زمينه‌هائي است؟
به طور حرفه‌اي آهنگسازي جهت اركستر و آنسامبل‌هاي مختلف، آهنگسازي پاپ و نوازندگي فلوت كلاسيك

چرا موسيقي را انتخاب كرديد؟
پاسخ ساده است: به دليل جذابيت‌هاي هنري در شرايط برابر هر كسي همين انتخاب را مي‌كند.

اشاره‌اي به موسيقي كلاسيك كرديد. با توجه به پيشرفت‌ها و ارائه انواع موسيقي پاپ، راك و... جايگاه موسيقي كلاسيك چگونه مي‌باشد؟
در واقع موسيقي كلاسيك روش علمي پرداختن به موسيقي است كه علم و راه و رسم آهنگسازي را در اختيار ما قرار مي‌دهد. در طول تاريخ هم شاخه‌ها و مطالب بيشتري به آن اضافه شده. بنابراين وقتي مي‌گوئيم موسيقي كلاسيك، منظور ما فقط ساخته‌هاي موتزارت و بتهوون نيست بلكه ميراثي است كه از قرنها تجربه به ما رسيده است. حالا اين ميراث علم و سنت در اختيار ماست مي‌توانيم از آن به گونه‌هاي متفاوت بهره بگيريم: مثلا آن را با موسيقي‌هاي بومي رنگ‌آميزي و آميخته كنيم مثل شوپن، بارتوك و آهنگسازان بيشمار ديگر يا موسيقي پُست مدرن ؛ و يا اين كه از تكنيكهاي كلاسيك در آهنگسازي ملي، مردمي و حتي محلي استفاده نمود. نمونة سادة آن اركستراسيون و چند بخشي كردن ملوديهاي محلي و آوازهاي سادة بومي است.

در اين زمينه فعاليت خودتان چگونه است و آيا تلاشي در اين جهت انجام داده ايد؟
البته. در زمينة محلي و بومي، دو راپزودي سيستاني يكي براي اركستر و ديگري گيتار و اركستر در 24 وارياسيون دارم. سوئيت- راپزودي فرش ايراني براي پيانو هم هست كه مراحل اتمام و بازنگري را مي‌گذروند. در زمينة پُست مدرن  هم تقريبا همة قطعات سمفونيك مرا مي‌توان در اين مقوله جاي داد. يكي از جديدترين قطعات هم قطعة هيررود است كه تلفيقي از شور، اسپانيش و كوموئي ژاپني است.

پس با اين حساب، سبك شما نوعي پُست مدرن  است؟
پُست مدرنيسم يكي از المان‌‍هائي است كه در كارهايم وجود دارد و اما روش كار من كه هنوز نمي‌توانم به آن سبك بگويم چون سالهاي زيادي طول مي‌كشد تا كار يك هنرمند پخته شود و بتوان به آن سبك گفت- علاوه بر اين المان، داراي هارموني خاص كه يكي از داوران بين‌المللي آن را مدرن باروكي ناميد- ريتمهاي پيچيده، فرمهاي كلاسيك و فيگورهاي رمانتيك است كه اين حالتهاي رمانتيك را مي‌توانيد در نقاشيهايم هم ببينيد. به طور خلاصه مي‌توانم نظر رابرت دلسين را بگويم: موسيقي شما برخلاف خيلي‌ها... كه ادعا مي‌كنند موسيقي مدرن مي‌نويسند واقعا مدرن است و از شما بخاطر آن تشكر مي‌كنيم...

مي‌خواهيم بدانيم كه يك جوان علاقمند به موسيقي از كجا بايد شروع كند؟ از چه سبكي، از چه سطحي و اصلا بهتر است اول شرح دهيد خودتان از كجا شروع كرديد؟
علاقه اصلي من از كودكي آهنگسازي بود و چون آهنگسازي بالاترين سطح در موسيقي است از اين لحاظ كه نياز به سلفژ، هارموني، كنترپوان، نوازندگي و مباحث فراوان ديگر دارد، فلوت كلاسيك را به عنوان اولين پله ياد گرفتم تا ازنزديك با موسيقي در تماس باشم بعد فرصتي دست داد تا دروس موسيقي را به صورت مكاتبه‌اي الكترونيك از يكي از دانشگاههاي خارجي به صورت آكادميك در سطح كارشناسي به اتمام برسانم و درنتيجه بتوانم به آهنگسازي بپردازم. و از آنجا كه آرنولد شوئنبرگ مي‌گويد كه تمام كارهاي يك آهنگساز تازه‌كار تمرين محسوب مي‌شود، با تمام قوا و تمام وقت مشغول تمرين شدم...
در مورد جوانان مستعد و علاقمند، بهترين گزينه گذراندن دروس موسيقي در رشتة مورد نظر مثلا نوازندگي، آهنگسازي يا تدريس موسيقي است. اما از آنجا كه متاسفانه دسترسي همگان به دوره‌هاي جامع علمي و آكادميك ميسر نيست، مي‌توانند با گذراندن دوره‌هاي ساز مورد نظر و دروس موسيقي به صورت جداگانه مثلا هارموني، سلفژ، تلفيق شعر و موسيقي و از اين قبيل، به هدف مورد نظر نزديك شوند و در مراحل اوليه فرقي نمي‌كند كه چه سبكي را در آينده بخواهند ادامه دهند.

در مورد تلفيق شعر و موسيقي گفتيد، اين طور كه به نظر مي‌آيد، يكي از مشكلات بزرگ آهنگسازي كنوني فارسي بخصوص در زمينة موسيقي مردمي، همين آميزش شعر و موسيقي و ترانه‌سرائي باشد.
بله، ترانه‌سرائي و ترانه‌سازي (يعني آهنگسازي ترانه)، نياز به دانش زيادي درمورد ساختار زبان و وزن شعر فارسي دارد ضمنا موزيسين بايد به خوبي با مباحث موزيكال فارسي آشنا باشد...

منظور همان تحقيقات فارابي و ارموي و... است؟
خير، آنها فقط به عنوان پيش زمينه و دانش كلي مفيد هستند. منظور من مباحث نو در موسيقي زبان فارسي است كه تا پيش از اين بر روي آنها كار نشده است و فقط استاد حسين دهلوي تا حدودي به آنها پرداخته است؛ از قبيل ارتباط تكيه شعر با نتهاي موسيقي و مباحث ديگر كه خود من بر روي بعضي از آنها در حال حاضر مشغول تحقيق و نگارش مقاله هستم.

علاوه بر نگارش مقاله و تحقيق در اين زمينه، مي‌دانيم كه شما ترانه هم مي‌سرائيد.
بله. ضمن اين كه ترانه به دو لهجة سيستاني و فارسي عاميانه مي‌گويم، سرفصل خاصي براي آموزش ترانه‌نويسي فارسي تدوين نموده‌ام و در حال به تاييد رساندن آن نزد اساتيد اين فن جهت به رسميت شناختن آن براي چاپ يا تدريس عمومي نيز هستم و در حال حاضر خودم با اين سرفصل و شيوة جديد به هنرجويان ترانه‌نويسي تدريس مي‌كنم.

در صورت امكان توضيحات بيشتري در اين مورد و تفاوت آن با سيستم قديمي ترانه‌سرائي بدهيد.
در گذشته اصلا رشتة آموزشي‌اي با نام ترانه‌نويسي وجود نداشته است و در ساليان اخير است كه به اين رشته توجه شده منتها هنوز براي اين رشته، سرفصل خاصي تدوين نشده است و بيشتر به مطالب تئوريك و حتي فلسفي مد نظر استاد كلاس پرداخته مي‌شود در حالي كه در روشي كه من در صدد تكميل آن هستم، مباحث عملي و كارگاه هم در نظر گرفته‌ شده كه از دروس پيشنيازي همچون عروض و قافيه، پيانو و تئوري موسيقي آغاز مي‌شود.

برگرديم به بحث آموزش و جوانان تازه‌كار و نقل قولي كه از شوئنبرگ كرديد: كارهاي يك جوان علاقمند به آهنگسازي تا كي تمرين به حساب مياد و كي ديگر تازه‌كار محسوب نمي‌شود؟
به نظر من هر كس خودش بايد قضاوت كند. هرچند كه قضاوت در مورد خويشتن كاري دشوار است. بايد ببيند كه به چه اهدافي مي‌خواهد برسي و چقد از راه را طي كرده. در مورد خود من، هنگامي كه ديدم كارهايم از صدا و سيما و واسطه‌هاي ديگر با مردم پخش مي‌شوند و مورد استقبال قرار مي‌گيرند، خوشحال و اميدوار شدم و متوجه شدم كه تمريناتم به نتيجه رسيده و كم كم تمرينات جديدي را براي خودم وضع كردم. اما در مورد تازه‌كار بودن، فكر مي‌كنم قضاوت مردم شرط است يعني كسي كه حس سليمي داشته باشد كار را بشنود و بگويد ضعيف، سست يا تازه كار است، حتم بدانيد كه آهنگساز نياز به تمرين بيشتر دارد. اما اگر فرد مي‌خواهد تفريحي كار كند و نمي‌خواهد موسيقي را حرفة خود قرار دهد، رضايت و لذت شخصي براي او از همه چيز مهمتر است.

در ادامة مبحث آموزش و اين كه اشاره كرديد كه دوره‌هاي علمي و دانشگاهي در دسترس همگان نيست ونيز اين كه متاسفانه در محل زندگي ما بخصوص كمتر است، والدين، مربيان و مسئولان ما چه كمكي در اين زمينه مي‌توانند بكنند؟
والدين با تجربة خوبي كه در زندگي دارند استاد و مربي توانا و ناتوان را معمولا مي‌توانند بشناسند و بچه‌ها را راهنمائي كنند. از آن مهمتر احترام گذاشتن والدين به علاقه‌هاي هنري فرزندان است كه كمك بزرگي به پيشرفت هنر در منطقه است. نقش مربيان هم فوق‌العاده حساس است و تقريبا همه چيز را استاد مي‌سازد طبيعي است كه استاد، آنچه را كه مي‌داند بايد به هنرجو انتقال دهد ونيز آنچه را كه نمي‌داند بايد به هنرجو بياموزد كه با تحقيق و پرسيدن بدون هراس فراگيرد...

در مورد دروسي از علم موسيقي كه در استان ما استاد آن وجود ندارد چگونه بايد عمل كرد، آيا خواندن كتاب و استفاده از نرمافزار مثلا در زمينة سلفژ مي‌تواند مفيد باشد؟
در مورد مفيد بودن آن شكي نيست اما دروس علم موسيقي را نمي‌توان بدون استاد فرا گرفت، مثلا در حل تمرينات هارموني نظر اساتيد در يك كشور و در يك سبك هم با يكديگر متفاوت است و طبعا روش آموزش آنها هم فرق مي‌كند. هنرجو بدون اين كه از استاد درس بگيرد چگونه مي‌تواند درس پس بدهد و به چه كسي پس بدهد؟ اينها مهم است.
يك نكتة جالبي را كه بخاطرم آمد بگويم: يكي از دوستان نوازنده چند هفتة پيش از من درخواست كتاب آموزشي هارموني و كنترپوان نمود و وقتي پرسيدم به چه منظور مي‌خواهد تا كتاب مورد نيازش را معرفي كنم، گفت كه مي‌خواهد شروع به فراگيري اين علوم كند! كه متاسفانه كتاب خودآموز در زمينة علوم موسيقي نداريم. در صورتي كه هنرجو مصر به يادگيري و آرزومند كار حرفه‌اي در آينده در اين موضوع است با يد حتما يه استاد آن درس مراجعه كند.

در ساليان اخير چه در كشور ما و چه در جهان، بيشتر به موسيقي تلفيقي پرداخته شده و به نظر مي‌رسد كه در همة سبكها به كار رود. مي‌خواهيم بدانيم ريشة اين ماجرا در كدام سبك وكدام رشتة تحصيلي موسيقي است؟ جايگاه موسيقي ملي ما در آن چيست و علاقمندان اين رشته باي چه تعليماتي را دنبال كنند؟
اين تلفيق همانگونه كه اشاره شد، در موسيقي كلاسيك، پُست مدرن  و در جاز ورا ك، فيوژن ناميده مي‌شود. براي علاقمندان اين گرايشها، يادگيري دروس موسيقي مثل رشته‌هاي ديگر موسيقي اجباري است و بعدا با استفاده از سليقة شخصي و نمونه‌هاي موجود مي‌توانند به تكنيكهاي كاربردي در هارمونيزاسيون، اركستراسيون و... پي ببرند چون هنوز دروس كاملي در اين زمينه وجود ندارند.
جايگاه موسيقي سنتي ما هنوز مانند موسيقي لاتين، هندي و خيلي جاهاي ديگر در موسيقي جهان تثبيت نشده و از همان مقدار كمي هم كه در موسيقي جهاني به كارمي‌رود -كه  خيلي از اوقات غربيها آن را به عنوان موسيقي عربي معرفي مي‌كنند- آهنگسازان خودمان سهم كمتري را دارند. گاهي اوقات قطعات غربي را مي‌شنويم كه از نغمات سنتي ما به زيبائي بهره برده اند اما همانطور كه گفتم نامي هم از موسيقي ما نمي‌برند و خود من خيلي از اوقات با شنيدن چنين قطعاتي تعجب مي‌كنم يا حتي افسوس مي‌خورم كه اساتيد موسيقي ايران چرا نبايد چنين كارهايي را كه بايد سالها پيش در ايران ساخته مي‌شده را هنوز نمي‌سازند؟

بنابراين از نظر شما چنين تلفيقي در مورد موسيقي سنتي ايران علمي و عملي است وبه ساختار هيچيك از طرفين نيز صدمه نمي‌زند؟
همانگونه كه قبلا هم گفته‌ام و نوشته‌ام، موسيقي ايران يك دستگاه عظيم و پيچيدة آهنگسازي است: مثلا كافي است شما ورودي مناسب را تحويل اين دستگاه بدهيد تا آهنگي را كه مي‌خواهيد به عنوان خروجي دريافت كنيد البته در صورتي كه به اين دستگاه آشنائي كافي داشته باشيد. اينجا مجال كافي براي بحث در اين مورد نداريم ولي خود همين روند، مناسب بودن اين دستگاه را مثل موسيقي هندي كه آن هم دستگاهي است- براي ساخت هر نوع موسيقي تلفيقي نشان مي‌دهد شاهد آن هم همين موفقيت موسيقي هندي در تلفيق با ساير انواع است كه نشان مي‌دهد موسيقي دستگاهي ما هم به راحتي قادر به اين كار است و اگر تاكنون فعاليت مناسبي در اين زمينه انجام نشده تقصير از خود ماست چون كه يا به دليل تعصب به موسيقي سنتي فقط به آن مي‌پردازيم و ديگر رسته ها را قبول نداريم  يا به دليل غربزدگي فقط موسيقي آنها را قبول داريم. بين مطالب فراواني كه در اين زمينه گفتني است و نوشتن آنها مي‌تواند كتابهاي زيادي شود، يك نكته را كه براي خيلي از علاقمندان هنر سنتي ما دلازار است مي‌گويم: يكي از علاقمندان موسيقي غربي يك با ر به من گفت كه آيا مي‌داني كه موسيقي سنتي ما چند صد سال از موسيقي غربي عقبتر است!؟ مسلما اين سوال يك پيشداوري دارد كه تراوش يك ذهن متعصب است و اين هم مسلم است كه هنر همانن مسابقة اتومبيلراني نيست كه بتوانيم عقب و جلو بودن را در آن به كار ببريم بلكه بايد اين مدعيان بدانند كه موسيقي هر قوم جزئي از فرهنگ آن است و بنا به مقتضيات فرهنگي و براساس زبان آن قوم شكل مي‌گيرد به عنوان مثال در غرب آفريقا سازي كوبه‌اي به نام آتومپان وجود دارد كه هر ضربة آن يك هجاي زبان آنان را تداعي مي‌كند و با اين وسيله پيامها را به مسافات دور مخابره مي‌كنند. رديف ميرزاعبدالله هم كه شامل بزرگترين بخش موسيقي كنوني ايراني است با ر عظيمي از فرهنگ و زبان ما را در خود دارد و به خوبي جوابگوي نيازهاي زبان و شعر فارسي است و ما حتي اگر آهنگ غربي بسازيم، باز هم هنگام استفاده از كلام و شعر فارسي يا حتي تداعي فرهنگ ايراني به موسيقي سنتي ايران وابسته خواهيم بود.

در مبحث ترانه نويسي، در صورتي كه كسي علاقمند به يادگيري سرودن ترانه و يا فعاليت حرفه‌اي در اين زمينه باشد بايد از كجا شروع كند و شرح دهيد كه اصلا مي‌توان در اين زمينه فعاليت حرفه‌اي نمود يا نه؟
اول كمي در مورد اين كه ترانه نويسي چه هست و چه فرقي با شاعري دارد توضيح مي‌دهم: ترانه‌نويسي سرودن شعر بدون وزن و قافيه و معني نيست بلكه ترانه نويسي وسرودن ترانه، ساختن شعري مناسب تلفيق با موسيقي است مي‌خواهد عاميانه باشد يا رسمي و طبيعتا از تمام علم و دستاورد شعر كلاسيك فارسي باضافة دو مورد ديگر: يكي مربوط به دورة قبل از اسلام و ديگري قرن بيستم و بيست و يكم استفاده مي‌كند بنابراين رعايت موارد ضروري در شعر كلاسيك فارسي اينجا هم ضروري است مگر بنابه دلايل خاص. در اين زمينه متاسفانه به خاطر كمبود تقاضاي ترانة حرفه‌اي و همينطور نبود ناقدين و كارشناساني كه آثار اين رشته را ارزيابي و ارزش‌گذاري كنند، فعاليت يه گونه كاملا حرفه‌اي وجود ندارد. با اين حال افرادي هستند كه مي‌توان گفت اين كار را پيشه خودشان قرار داده اند و طبيعتا بايد با مشكلات زيادي كه حاصل همين موارد است، دست و پنجه نرم كنند. با همة اينها اگر كسي دوست دارد اين رشته را به صورت حرفه‌اي دنبال كند، بايد از دروس پايه كه ريشه در ادبيات فارسي دارد و همان دروس اوليه شاعري است، شروع كند مثل عروض و قافيه -كه كاملا ضروري است- ايقاع، بديع و بيان، ساختار شعر فارسي، تاريخ ادبيات و بعد وارد مباحث عمومي موسيقي مي‌شويم و آخر از همه به مباحث تخصصي ترانه‌‌سازي مي‌پردازيم.

درمورد موسيقي استان صحبت كنيم: در حال حاضر موسيقي ما در كشور چه پتانسيل و چه جايگاهي دارد؟
موسيقي و رقص بومي استان كاملا در كشور شناخته شده است و ضمن اين كه علاقمندان زيادي بين مردم دارد، هنرمندان كشور هم كمابيش از نغمات و تم‌هاي ما بهره مي‌برند. اما جالب اينجاست كه هنرمندان خود اين ناحيه در مقام آهنگسازي علاقه و توجه چنداني به اين قضية تلفيق نشان نمي‌دهند. واضح است كه موسيقي اين منطقه با داشتن سازها و نواهاي خاص و البته استعدادهاي خاص بايد سهم بسيار بيشتري را در موسيقي ايران و حتي جهان داشته باشد منتها نبودن افراد تحصيلكرده در اين زمينه، نداشتن آموزشگاههاي معتبر و حتي هنرستان موسيقي در استان، اين روند را با مشكل مواجه كرده است.

براي بهبود اين وضع از كجا بايد شروع كرد؟
مطمئنا دستگاهها و مديريت دولتي نقش بزرگي در اين زمينه دارند. در استان ما بخش خصوصي از لحاظ مالي ضعيف است وحتي براي برگزاري يك كنسرت با مشكل مالي مواجه مي‌شوند. بنابراين نمي‌توان اقدامات پرهزينه‌اي همچون تاسيس هنرستان و تالار كنسرت را از بخش خصوصي توقع داشت. قدم ديگر جذب دانش‌آموختگان و موسيقيدانان و به كار گماردن آنان است...
براي آشنائي با ريز امور و راهكارها مي‌توانيد به پروپزال‌هايي كه خودم قبلا به صدا وسيما، ارشاد و حوزه هنري ارائه كرده‌ام مراجعه كنيد: البته اگر بتوانيد آنها را پيدا كنيد (با خنده).

فعاليت خود شما در اين زمينه چگونه است؟
من هم از اين مشكلات بي نصيب نيستم و تا كنون حتي يك كنسرت هم به دلايل گفته شده نتوانسته‌ام در استان خودمان برگزار كنم در حالي كه در شهرهاي بزرگتر حتي دغدغة فروش بليت و درآمد هم وجود ندارد و حتي همكاران آدم را مجبور به ارائة كار مي‌كنند. به هرحال پس از مراجعات فراواني كه به ادارات، مسوولين و حتي آموزشگاههاي خصوصي داشتم، با جوابهاي آنها متقاعد شدم... و در واقع اين تقاعد براي من نوعي اتمام حجت محسوب مي‌شود... از طرف ديگر همگام با ديگر كشورها، اولين سرفصل آموزش موسيقي ديجيتال را كه برمبناي سنتز، سمپل و استفاده از تجهيزات الكترونيك و ديجيتال است را بنده در زاهدان ارائه دادم كه به هيچ وجه مورد اقبال و توجه مسئولين اينجا واقع نشد در حالي كه تنها دو سه سال است كه آموزشگاههائي در كشور شروع به آموزش اين رشته كرده اند البته بدون داشتن سرفصل جامع و واحد.

شما و ديگراني كه در رشته‌هاي گوناگون هنري و حتي فرهنگي در استان خودمان گم ناميد. چرا؟ (با توجه به متوليان شايد هم مدعيان آن- مشخصي كه وجود دارند: نهادها، دواير و...
در مورد من، يك علت مي‌تواند تخصصي بودن كار من و كمبود علاقه مردم به اين تخصص مثلا فلوت و موسيقي كلاسيك باشد. علت ديگر همان مشكلات اداري و مديريتي است كه تا حدودي توضيح دادم و يك دليل ديگر هم باور نداشتن متوليان به اين موضوع است كه فرزندان استان ما هم مي‌توانند كار كنند و پيشرفت كنند و موفق شوند. به عنوان مثال در صحبتي كه با يكي از مديران هنري استان براي جلب حمايت و پشتيباني در زمينة موسيقي داشتم، ايشان پس از شنيدن قطعاتي از كارهاي من عنوان كرد كه اگر من هم در آهنگسازي به تو كمك كنم، چهار برابر بهتر مي‌شويم (چون خودش هم دستي در نوازندگي داشت) و ليكن باز هم در برابر يك تهراني هيچ هستيم... و با اين گفتار خودش را توجيه كرد كه اصلا فعاليتي در زمينة موسيقي نكند!

روزنامة زاهدان در تلاشهاي فرهنگي و هنري خود همواره سعي كرده عرصه را براي علاقمندان فراهم كند. آيا مي‌تواند به شما هم اميدوار باشد؟ و اين همكاري به چه صورت براي شما ميسر است؟
با تشكر از اين كه اعتلاي فرهنگي و هنري منطقه برايتان مهم است، من هم چون مي‌خواهم سهمي در اين زمينه داشته باشم مي‌توانم مقالاتي را در سطوح مختلف ساده و نيمه تخصصي در اختيار روزنامه قرار دهم. دوست دارم كه يك نوشتار كه البته طولاني هم هست در مورد اركستر و سازشناسي آن را كه قبلا نوشته ام به روزنامه بدهم علاوه بر اين كه  مي‌توانم سر فرصت و يا هر وقت كه خودتان صلاح بدانيد، مطالبي آموزشي دربارة ترانه‌نويسي و ترانه‌سازي و يا موسيقي ديجيتال براي نشريه بنويسم.